خاطره

ه نظرتون ميشه داستان شب را ظهر گفت ما مي گيم ببينيم ميشه يا نه – توي پاساژ شقايق تو ظهير الاسلام قدم مي زدم كه يك دفعه يك پسر بچه اي خورد به من و پرت شد روي قاب عكس كه زيرش فوم كار كرده بودن خلاصه قاب عكس نصف شد خم شدم پسر بچه را بلند كردم خودشو تكوند و دوباره شروع به دويدن كرد انگار نه انگار كه اتفاقي افتاده قاب عكس شكسته را از روي زمين برداشتم ديدم چه جالبه وقتي دو تيكهء اين قابو جدا از هم با يك فاصله نگه مي داري چقدر قشنگ تر به نظر مي ياد همون جا بود كه يك جرقه به ذهنم خورد البته خيلي نامفهوم بود طرحم فقط حس مي كردم خدا انگار به من يك نشونه داده چون نيم ساعت قبل از اين اتفاق با خداي خودم يك درودل جدي كرده بودم البته بيشتر غر غر بود تا دردو دل بعد ها فهميدم واقعا مقصر همهء اتفاق هام خودم بودم نه خدا قبل از اين شايد بارها خدا نشونه هاشو بمن داده بود فقط من بلد نبود از آنها استفاده كنم خلاصه با اين جرقه انگار يك مقدار نور اميد تو دلم زنده شده بود يكراست موتور گرفتم رفتم سمت شهرك غرب پاساژ ميلاد نور زياد تو اين پاساژ مي چرخيدم بخاطر همين زيرو بمشو مي دونستم خلاصه رفتم سراغ اصل جنس يكي از طبقات پاساژ مخصوص وسايل منزل ، تزييني و مبلمان بود تو راه با خودم فكر مي كردم حتما تو اين پاساژ نمونه هايي از چيزي كه من تو ذهنمه پيدا ميشه چون اون موقع جزو شاخ هاي ايران بود اين پاساژ و اكثر جنساش وارداتي . چند تا مغازه را رفتم رسيدم به مغازهء شخصي به نام اقاي رئوفي ( با اجازهء خودش اسمشو گفتم ) يك مرد واقعي خوشتيپ خوش هيكل و اهل معامله اين شخص تو ابتداي كار من خيلي بهم كمك كرد وارد مغازش شدم ديدم واييي از طرح گنگي كه تو ذهن من بود تابلوهايي وجود داره چقدر شيك تقريبا هر تابلو با يك سرويس مبلمانش ست بود اول كه اين تابلوهارو ديدم انگار آب يخ روم ريختي گفتم اي بابا پس اينم اميد واهي بود ولي يك لحظه با خودم گفتم ابوالفضل وارد مغازه شو شايد بشه راهي پيدا كرد رفتم سراغ اولين تابلو ببخشيد اين چنده با كمي مكث داشت پيپ مي كشيد ٥٧٠ تومان چي چقدر ٥٧٠ مگه ميشه من كار آب و اجدادم چاپ و تبليغات بوده چيزي كه من رو ديوار مي ديدم با همهء متريال آن هم با بهترين جنس ميشد ٢٢-٢٣ هزار تومان داشتم از ذوق مي مردم سرمو بالا كردم گفتم الهي قربونت برم مي دونستم هنوزم دوسم داري عاشقتممممممم………….

t.me/Milyardehayekhoodsakhte

درباره ی admin

همچنین ببینید

روند استفاده از سوختهاي جانشين(CNG وLPG) در خودروها

  علل استفاده از سوختهاي جانشين: استفاده متعادل از تمامي منابع: براي حفظ تعادل لازم …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *